-
آخرین اخبار
- • رنجنامه جمعی از خانوادههای شهدای هفتم تیر خطاب به شهيد بهشتی
- • در جریان مجلس هفتم مدعیان پیروی از رهبری، خلاف دستور رهبری عمل کردند
- • به حکم وظیفه فرزندی امام نسبت به اشتباه فاحش صدا و سیما اعتراض دارم
- • در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود/جناب عالی را پیرو امام علی مي دانم
- • بیانیه اعتراضی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به بازداشت دانشجویان
- • حضور اعضای شورای شهر تهران در منزل دکتر علیرضا بهشتی
- • سونامی در خبرگزاری بنیاد شهید وامور ایثارگران
- • انقلابي واقعي، كسي است كه در مسير اصلاحات گام بردارد
- • اعتراض سيد حسن خميني به ضرغامي
- • احمدینژاد از10سال پیش تا امروز
- • ابوالفضل قدياني و حسن رسولي آزاد شدند
- • دروغ پردازيهاي فارس ادامه دارد
- • اگر قوه قضائیه دچار بيعدالتي گردد،مخاطرهای جبرانناپذیر در آینده پیشبینی میشود
- • به ياد احمد
- • پارلماننيوز رفع فيلتر شد
-
• اصلاحات شکست ناپذير است
گفت وگو با سيدمحمد خاتمي
-
• خاتمی را از رقابت بازداشتند
گفتگو با محمد عطریانفر
-
• احزاب ما هنوز به بلوغ حرفهای نرسیدهاند
گفتگو با محمدرضا تاجیک
-
• براي تغيير قوانين نانوشته مي آيم
گفت وگو با معصومه ابتکار
-
• پيشنهاد تاکتيک انتخاباتي اصلاح طلبان
گفت وگو با محمدعلي نجفي
-
• تحريم گزينهاي سوخته
شبنوشته ها -
• ماجراهاي من و وزير راه
اقتصاد نویس -
• ستارگان اصلاحات یا مهره های سوخته سیاست
روزنامه نگار پارتی -
• نقدي بر يادداشت محمد علي ابطحي در اعتماد ملي
دل نوشته های یک روزنامه نگار -
• خبرگان و خبرنگاران و حکایت...
كلاشينـكـف ديـجيتال
مخالفان اصلاحات در مخمصه بدی گیر کردهاند. اینها با جماعت عظیمی از مردم و خصوصاً جوانان مصممی روبهرو هستند که نمیدانند با آنها چه کنند. اگرچه حاکمان ناموفق سعی میکنند از سانسور و منع و بعضاً زور علیه مخالفان خود استفاده کنند اما حاکمانی که تلاش میکنند خود را مردمی جلوه دهند شرایط سختی را میگذرانند.
در ایران اسلامی میلیونها انسان علاقهمند به سرنوشت خود به موضوع مهمی چون نتیجه انتخابات اعتراض داشته و دارند. در مقابل این معترضان کسانی که همه امکانات کشوری و لشگری در اختیارشان هست، بیتدبیری نشان دادند و خود را وارد شرایطی کردند که خلاصی از آن کار چندان آسانی نیست.
اول اینکه به معترضان اجازه راهپیمایی قانونی ندادند. دوم اینکه رهبران احزاب و گروههای معترض را دستگیر کرده و برخلاف موازین تعریفشده در قانون و شرع با آنان برخورد کردند. سوم اینکه جمعیت میلیونی مردم را خس و خاشاک نامیدند.
چهارم اینکه تجمعات و راهپیماییهای آنان را به شدت سرکوب و تعداد زیادی از جوانان را دستگیر و بخشی از آنان را روانه بازداشتگاههای غیراستاندارد و غیرقانونی کردند و با آنان بدرفتاری کردند. تا اینکه قرار شد با مسببان این بدرفتاریها برخورد شود. پنجم اینکه تعدادی را در زندانها و خارج از زندانها کشتند و به جز معدودی از آنان به بقیه خانوادهها اجازه برگزاری مجالس عزاداری ندادند.
ششم اینکه تعداد زیادی از سران اصلاحات را که سالم و تر و تمیز دستگیر کرده بودند با قیافههای ضعیف و لاغر و چشمهای بهتزده به دادگاه آوردند و از طریق تلویزیون به مردم نشان دادند.
هفتم اینکه اعترافاتی از آنان را پخش کردند که نه قانونی و شرعی است و نه ارزش حقوقی و انسانی دارد.
هشتم اینکه همه عوامل تبلیغی و فرهنگی و رسانهیی و حتی نیروهای نظامی خود را به کار گرفتند تا به مردم و به افکار عمومی بقبولانند این اعتراضات اعتراض نبوده بلکه انقلاب مخملی و کودتای نرم و از این دست پدیدههای عجیب و غریب بوده است.
نهم اینکه از هر مراسمی که فکر میکنند معترضان در محل آن مراسم جمع میشوند جلوگیری به عمل میآورند. مثل نماز جمعه تهران به امامت آقای هاشمیرفسنجانی، مراسم عزاداری در بهشت زهرا(س) و اخیراً نیز مراسم احیا در حرم امام خمینی(ره) و...
دهم اینکه نیروهای زیادی را در آمادهباش دارند که هر جا قرار است افرادی جمع شوند، آنان را سرکوب کنند.
لطفاً یک بار دیگر به این برخوردها و واکنشهای دهگانه که در دو سه ماه گذشته برای مقابله با مردم معترض به نتیجه انتخابات اعمال کردند، نگاه کنید و ببینید یک دولت کارش با مردم خودش به کجا کشیده است؟! این دولت که حاضر نشد تدبیر به کار ببرد و اجازه دهد مردم معترض با راهپیماییهای آرام و ساکت، اعتراض خود را داشته باشند و نیز حاضر نشد با مخالفان خود برخورد مسالمتآمیز داشته باشد، تازه از مهرورزی و رافت اسلامی هم دم میزند. نام این معجون را چه بگذاریم که با واقعیت و حقیقت دمساز باشد؟
***
از گذشته که نمیتوانیم بگذریم، اما اگر گذشتیم، حال و آینده را چه کنیم؟ این دولتمردان که اینقدر خود را حق جلوه میدهند و مخالفان خود را ناحق و با هزاران شیوه ناصواب آنان را میکوبند، میخواهند با مساله مهمی که فکر میکنند صورت آن مساله را پاک کردهاند، چه کنند؟ آتش زیر خاکستر را چه میکنید؟ امروز احیای شبهای قدر را در حرم امام حذف کردید، با احیاهای دیگر چه میکنید؟ فرض کنید از همه مراسمی که مخالفان شما ترتیب میدهند، جلوگیری کنید. راهپیمایی روز قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را چه میکنید؟ فرض کنید این راهپیمایی مهم و آبرومند را همچون راهپیماییهای برائت از مشرکین که از خیابانها به زیر چادرها یا تکیههای دولتی بردید یا موقتاً برای مصلحت نظام، آن را یک بار هم شده تعطیل کردید، با مراسم عاشورا و تاسوعا چه میکنید؟ با عزاداریهای پرجمعیت چه میکنید؟ با راهپیمایی ۲۲ بهمن چه میکنید؟
مگر اعتراضات، پایانپذیر است؟ باز فرض کنیم همه این مراسم و راهپیمایی را زیر شدیدترین تدابیر امنیتی - که معنی سختافزاری آن برای همگان روشن است - برگزار کردید. خستگی نیروهای انتظامی و بسیجی همیشه آمادهباش را چه میکنید؟
من اگر بخواهم این نوشته را با همینگونه پرسشها به پیش ببرم صدها سوال دیگر و «چه میکنید؟» دیگر در مقابل چشم شما مینشیند، همانگونه که در ذهن میلیونها ایرانی نشسته است.
برادران مسوول! اولیای امور! این راه به کجراهه میرود. به توصیه بزرگان دلسوز که جزء ارکان نظام بوده و هستند توجه کنید. تجربه گذشته را در مقابل دیدگان خود قرار دهید. با بگیر و ببند و سرکوب و جلوگیری از مراسم مذهبی مردم، در کشوری که اینگونه مراسم در طول صدها سال برگزار شده و برگزار خواهد شد و جزء فرهنگ دینی و ملی مردم است، کاری از پیش نمیبرید و به آرامش دست پیدا نمیکنید. تعطیلی ۲۰ساله احیا در حرم امام خمینی برای شما هزینه دارد. وقت آن نرسیده است که به این هزینهها پایان دهید؟

